ما که حریف جناب لاادری نشدیم ! اصلا کم مانده بود از دست فشارهای قلم شکن ایشان تصمیم بگیریم درب این وبلاگ را تخته کنیم ، ولی بالاخره با مذاکره موضوع ختم به خیر شد .
قرارمان را هم اینجا ثبت می کنم که بعدا" نتوانند حاشا کنند . طرفین موافقت کردیم بندهء مخاطب این آخرین جواب ایشان را به سروده استاد زرویی در وب خانه درویشیمان مهمان کنیم و آن جناب هم منبعد رفتارشان را تغییر دهند و زورگویی را کنار بگذارند و برای چپاندن خزعبلات (ببخشید سروده های ) خود دست از فشار بردارند و به چانه زنی و گفتمان اقناعی اکتفا کنند و به جای ضر ب و زور با کلام ما را مجاب کنند .
عجالتا" ما به سهم خود از این موافقت نامه عمل می کنیم ، اگر چه تجربه نشان داده امیدی به پایبندی اهل فشار به قول و قرار نیست !
برای پول شکلک ماتم نشی
کبلی سلام ، فدات بشم منم من دوست دهاتی تو مشدی حسن
شکر خدا که شد رفع کسالت دوباره سر حال شدی و سلامت
توی "خرد نامه" دیدم عکسا تو مجلس گرمی بود و اون بالا تو
بی معرفت حالا که نامی شدی بی خیال رفیق عامی شدی
یادت رفته روزای خر سواری حالا برای ما کلاس می ذاری
قدیم ترک دوستی همیشگی بود ورای این بازی زندگی بود
امروزه دوستی رو حساب کتابه مایه نباشه نامه بی جوابه
روزگار ریا و نامردیه دوره علافی و وب گردیه
تو محفل وب همه اهل حالند صاحب صد جور هنر و کمالند
ولی توی عالم واقعیت حرفا نداره نصف جو حقیقت
کبلی ! بیا با ما برادری کن محبتی این دم آخری کن
مشدی حسن فدای چشم و چالت قربون اون سبیل با کمالت
بیا و مارو دیگه از یاد ببر پرده آبروی ما رو ندر
تو هر کجا پنبه ما رو نزن قلم بگیر رو اسم مشدی حسن
***
کبلی چه اشکالی داره سیاست دنیای با حالی داره سیاست
به من بگو مرد سیاسی چشه ؟ اهل اصول دیپلماسی چشه ؟
هرسیاسی که اهل سیورسات نیس! تو هر کاری پی نقل و نبات نیس!
یک دو سه ده نفر اگر اینجورند یه جورایی وصله های ناجورند
شکر خدا که بنده پاک پاکم برای خدمت یه کمی هلاکم
اگر دیدی وارد شورا شدم به خاطر مردم روستا شدم
دارم هزارتا فکر بکر عالی صدها پروژهء به چه باحالی
حیفه که این طرح های فوق العاده نشه برای اهل ده پیاده
عیال می گه این همه دانش و هوش حیفه بشه گوشه ده فراموش
برنامه داریم به امید خدا برای مجلش بشویم کاندیدا
گمان نکن که در پی مقامیم خیال نکن دنبال نان و نامیم
به فکر آب و ماست و دوغ مردم برای احقاق حقوق مردم
می ریم تو بازار نمایندگی کول می کنیم بار نمایندگی
محنت غربت ، درد شهری شدن ننگ مدرن و انگ دهری شدن
تحملش سخته ولی چه چاره عشقه و این چیزا نمک کاره
***
کبلی بله ، قصه سوز و سازه قصه هجران و شب درازه
دنیا اگر چه بی در و پیکره لیلی مال اونه که پولدارتره
خونه توی برجای بالا داره ماشین بنز و چن تا ویلا داره
ولی عزیز دل مشدی حسن یه جمله ای بگم ، قبول کن از من
اگر چه روزگار شده پولکی دیدن روی یار شده پولکی
پول همه چیزای زندگی نیست این ناخدا ، خدای زندگی نیست
بپا اسیر زیاد و کم نشی
برای پول شکلک ماتم نشی